تبلیغات
گعده طلبگی - فرق کسی که از ماشین شخصی استفاده می کند با مسافر اتوبوسها!
گعده طلبگی

صله رحم

امروزه اتومبیل یا همان خودروی خودمان، در اکثر خانه های ما فضای بسیاری را اشغال کرده است و مورد استفاده قرار می گیرد، و در کنار این خودروهای شخصی، اتوبوس های شهری که وسیله ی عمومی حمل و نقل است، دیده می شود. حال این دو سوال مطرح می شوند که این دو چه فرقی با هم دارند؛ و آیا اتوبوس ها، تنها برای افرادی است که خودروی شخصی ندارند و یا واسه همه؟

فرق این دو:

ما (اتوبوس سوارها) صبح که از خواب بلند می شویم، بعد از انجام تکالیف الهی و صرف صبحانه، ساعت 6:30 کیف خود را برمی داریم و از خانه می زنیم بیرون. بعد از کمی پیاده روی صبحگاهی در هوای تازه (البته نه همه جا)، به سرکوچه می رسیم؛ احیانا چند دقیقه ای را منتظر اتوبوس می شویم. اتوبوس که آمد، با دادن 50 یا 100 تومان سوار می شویم. روی یکی از 40 صندلی می نشینیم و با خیال راحت، یا مشغول مطالعه می شویم یا با نفر بغل دستیمون درد و دل می کنیم یا اینکه با خیالی آسوده چند دقیقه ای را چرت می زنیم.

بعد از پیاده شدن در ایستگاه نزدیک محل کار یا تحصیل، چند قدمی با نسیم بادهای صبجگاهی همراه می شویم و ساعت 7صبح، با روحیه ای شاداب در محل (کار یا تحصیل) حاضر می شویم.

اما کسی که با ماشین شخصی خود، این مسیر را می خوهد طی کند، اغلب، بعد از یک خواب دلچسب بعد از نماز صبح، تازه ساعت 6:50 بیدار می شوند. خوب معلومه دیگه، زنهای این افراد نیز همانند خودشون تا همان ساعت می خوابند، بنابراین، بدون صرف صبحانه و در حالت ناشتا، به سرعت لباسهای خود را به تن می کنند. بعضی از آنها بعلت کمبود وقت، شلوارشون رو توی راه پاشون می کنند. اکثر آنها، آب و روغن ماشین رو هم چک نمی کنند. ماشین رو روشن می کنند و بدون اینکه موتور خودرو گرم شود، به سمت محل کار به راه می افتند. عجله آن شخص به قدری است که بارها خطر آسیب را برای خود یا دیگران به تصویر می کشد. بعضی از آنها، غافل از کمبرند ایمنی، در دام چشمان پلیس می افتند و دست لاف خوبی نصیب نیروی انتظامی می کنند. قیل: شاید دلیل اینکه سر صبح پلیس بیشتری در خیابانها هست؛ ولی در ساعات بعدی نیست، همین باشد که برگه هایشان را تمام می کنند و میرن خونشون(دو ساعت بیشتر نیستند) و فیه اقوال.

تعدادی از آنها، در طول مسیر، انواع و اقسام اسامی حیوانات را مرور می کنند و کسانی هم که مسیر طولانی تری را سیر می کنند، موفق خواهند شد تا حیوانات جدیدتری را مرور کنند. بالاخره، به محل کار نزدیک می شوند؛ در اینجا سعی می کنند تا نزدیک ترین جایگاه پارک را پیدا کنند، و بعضا در موقع برگشت از محل کار، چشمانشان با برگه های جریمه، پنجلی چهار چرخ، خش افتادن بغل و...، منور خواهد شد.

خلاصه این افراد با چهره ای خواب آلود و عبوس و عصبانی و شکمی گرسنه، وارد محل کار می شوند و همانطور که بارها در ادارات مشاهده کرده ایم و شما نیز دیده اید، رفتار این قشر از کارمندان، تاثیر بسزایی در تصمیمات و اجراء وظایفشان دارد.

فکر می کنم با جواب دادن به سوال اول، سوال دوم را خود دریافتید.

البته اگر شما نظری غیر از آنچه ما گفتیم دارید، و یا موافق با ما هستید، بی تفاوت از این پست مگذرید.(بابا به چه زبونی بگم، نظر بدهید!)




طبقه بندی: دل نوشته، 
برچسب ها:اتوبوس، تاکسی، طلبه، طلبگی، وسیله عمومی، استفاده از وسیله عمومی، خودروی شخصی،  
[ سه شنبه 3 اسفند 1389 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ سید جعفر ] نظرات



      قالب ساز آنلاین